این چند روز آخر
دنبال بهانه نیستم نان نمی خواهم تا ابد مست خبازم
چشمانم را دیدی در کنار جاده ای که آرام آرام محو می شود دستانم را دیدی از تمنا خسته به سوی زمین می شتابد تنم را که از کشیدن روح در پی خود بیزار است و روحم را که در دنیایم نمی گنجد نمی دانم چشمانت حس می کند دستانت می بیند تنت و روحت تو چشم داری؟ سخت است باور بی تو بدون سخت است بدانم بی تو هم می شود نفس کشید سخت است فهمیدنش، بدون تو هم، ثانیه ها درگذرند بدون تو من زندگی می شود باور اینکه دوباره هستم بعد از هزاران روز دوباره هستم . . . خودم را باور می کنم و به تو ایمان دارم
| Design By : Pichak |

